خرید بک لینک
ممنون از چند نفری که بعد تصادف پیگیر حالم شدن. شب اول، حتی اسم ماشینی که باهاش تصادف کردم رو نمیدونستم. اما الان حداقل اسمش رو میدونم. سانگ یانگ اکتیون! متاسفانه سقف تعهد مالی بیمه ی ما نتونست خسارت و

برچسب: نویسنده: پارسا هاشمی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 15:15

برعکس همه ی دخترا که عاشق رنگ صورتی هستن، من از بچگی عاشق رنگ آبی بودم. از عکس این پست هم مشخصه که من عاشق رنگ آبی هستم! آووکادو معتقده که ماشین رو باید سفید بخری یا مشکی. اما من موفق شدم راضیش کنم ک

برچسب: نویسنده: پارسا هاشمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:18

وقتی که آووکادو منو به عنوان نویسنده ی "اعترافات یک درخت" اضافه کرد، هیچ وقت فکر نمیکردم دلم بخواد اینجا موندگار بشم. اما حالا بعد از چند ماه دلم میخواد بمونم. نوشتن اینجا حس خوبی بهم میده. حسی بهتر از توییتر و اینستاگرام. آووکادو اینجا دوستای خوبی داره که میتونن دوستای خوب من هم باشن. حالا به نظرتون همینجا ادامه بدم یا وبلاگ جداگانه بسازم؟ آووکادو که میگه همینجا تحت برند خودش بمونم! شما چه دلیلی میارید که بمونم یا جدا بشم!؟

برچسب: نویسنده: پارسا هاشمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:18

کم کم دارم با اصفهان, رابطه دوستانه برقرار میکنم. اولاش سخت بود که از تهران دل بکنم و بیام اصفهان, زندگی کنم. تهران رو دوست داشتم چون تقریبا تمام کسایی که میشناختم تهران زندگی میکنن. قبلا زیاد اصفهان, ا

برچسب: نویسنده: پارسا هاشمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:18

آرام بخش خوردم و تمام زمان پرواز رو خوابیدم. وقتی رسیدم، توی فرودگاه، احساس سردرد و گیجی شدیدی داشتم. با وجود این که یکسال به طور فشرده کلاس زبان آلمانی رفته بودم حس میکردم هیچی بلد نیستم. نمیتونستم ت

برچسب: نویسنده: پارسا هاشمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:18

مثل این که قسمت نمیشه ما یه سفر بریم که خیلی بهمون خوش بگذره! داستان از این قراره که ما از روز سه شنبه تصمیم گرفتیم که این تعطیلات رو بریم شیراز. آووکادو هتل رو رزرو کرد و منم دیروز کل وسایل و لباس ها

برچسب: نویسنده: پارسا هاشمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:18

کلی تلاش کردم تمام کلاس هامو بندازم عصر که صبح ها خونه باشم برای این که بتونم غذا بپزم و به کارای خونه رسیدگی کنم. اما یکی از کلاس های جدید داره برام دردسر ساز میشه. یکی از زبان آموز ها که متولد 79 (ح

برچسب: نویسنده: پارسا هاشمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:18

به طور عجیبی چند روزیه که احساس دلتنگی میکنم. نمیدونم این حس دلتنگی برای کی یا چیه. اما هر جا که میرم همراهم هست. دلم میخواد یک سرم 20 لیتری به خودم وصل کنم و یک هفته ی کامل رو بخوابم! طوری که خواب ه

برچسب: نویسنده: پارسا هاشمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:18

نوجوان که بودم، آرزو داشتم شب تولدم تا صبح برف بیاد و من بشینم دونه های برف رو از پشت پنجره نگاه کنم و ذوق کنم که آرزوم بر آورده شده. اما تو این 29 سال این اتفاق نیوفتاده بود. تا این که دیشب تهران بر

برچسب: نویسنده: پارسا هاشمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:18

زمان خیلی سریع تر از اون چیزی که هرکدوم از ما فکر میکنیم، در حال حرکته. دوم آذر سال نود و هفت بود که آووکادو اینجا رو بهم نشون داد. اون موقع نه خونه ای داشتیم و نه زندگی ای! پارسال همین موقع فقط نامزد

برچسب: نویسنده: پارسا هاشمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:18

برای دومین بار تو زندگیم تصادف کردم. اولین بار زمستون سال 91 بود تو بزرگراه چمران بود. تنها بودم. از ماشین, پیاده نشدم. طرف با وجود این که خسارت زیادی ندیده بود وقتی دید من یه دختر تنهام، شروع کرد به د

برچسب: نویسنده: پارسا هاشمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:18

صفحه بندی